تبليغاتX
متولد پاریس
Paris , je t'aime

سلام ای غروب غریبانه دل

 
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن


سلام ای غم لحظه های جدایی


خداحافظ ای شعر شبهای روشن



خداحافظ ای شعر شبهای روشن


خداحافظ ای قصه عاشقانه


خداحافظ ای آبی روشن عشق


خداحافظ ای عطر شعر شبانه



خداحافظ ای همنشین همیشه


خداحافظ ای داغ بر دل نشسته


تو تنها نمی مانی ای مانده بی من


تو را می سپارم به دلهای خسته



تو را می سپارم به مینای مهتاب


تو را می سپارم به دامان دریا


اگر شب نشینم اگر شب شکسته


تو را می سپارم به رویای فردا



به شب می سپارم تو را تا نسوزد


به دل می سپارم تو را تا نمیرد


اگر چشمه واژه از غم نخشکد


اگر روزگار این صدا را نگیرد


خداحافظ ای برگ و بار دل من


خداحافظ ای سایه سار همیشه


اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم


خداحافظ ای نوبهار همیشه

 

ترانه ای از احسان خواجه امیری


+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مهر1386ساعت 11:58  توسط پاریسی  | 

گفتا تو از کجائی کاشفته می‌نمائی

 

گفتم منم غریبی از شهر آشنائی

 

گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری

گفتم بر آستانت دارم سر گدائی

 

گفتا کدام مرغی کز این مقام خوانی

گفتم که خوش نوائی از باغ بینوائی

 

گفتا ز قید هستی رو مست شو که رستی

گفتم بمی پرستی جستم ز خود رهائی

 

گفتا جوی نیرزی گر زهد و توبه ورزی

گفتم که توبه کردم از زهد و پارسائی

 

گفتا بدلربائی ما را چگونه دیدی

گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربائی

 

گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم

گفتم به از ترنجی لیکن بدست نائی

 

گفتا چرا چو ذره با مهر عشق بازی

گفتم از آنکه هستم سرگشته‌ئی هوائ

 

گفتا بگو که خواجو در چشم ما چه بیند

گفتم حدیث مستان سری بود خدائی

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مهر1386ساعت 18:47  توسط پاریسی  |