تبليغاتX
متولد پاریس
Paris , je t'aime

گنجشکي از سرماي بسيار قدرت پرواز از کف بداد و در برف افتاد.

 

گاوي گذر همي کرد و تپاله بر وي انداخت .

 

گنجشک ز گرماي تپاله جان بگرفت و به آواز مشغول شد.

 

گربه اي آواز بشنيد، جست و گنجشک بدندان بگرفت و بخورد.

 

 

نتيجه اخلاقي :

 

هر که گندي بر تو انداخت، حتماً دشمن نباشد.

 

هر که از گندي بدر آوردت، حتماً دوست نباشد.

 

گر خوشي، دهان ببند و آواز، بلند مخوان.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 مرداد1386ساعت 10:52  توسط پاریسی  | 

بوقلموني، گاوي بديد و بگفت:در آرزوي پروازم اما چگونه ، ندانم

 

گاو پاسخ داد : گر ز تپاله من خوري قدرت بر بالهايت فتد و پرواز کني

 

 بوقلمون خورد و بر شاخي نشست

 

 تيراندازي ماهر، بوقلمون بر درخت بديد

 

 تيري بر آن نگون بخت بينداخت و هلاکش نمود

 

 

 

 نتيجه اخلاقي:

  با خوردن هر گندي شايد به بالا رسي، ليک در بالا نماني

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مرداد1386ساعت 19:31  توسط پاریسی  | 

دیوانگی‌ات را جشن بگیر!

  

... زیرا در این دنیا، جایی که تمام بشریت بیماراست،

  

عاقل شدن چنان است که به نظر دیوانه خواهی رسید  !

    

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 مرداد1386ساعت 10:29  توسط پاریسی  |