تبليغاتX
متولد پاریس
Paris , je t'aime
از امشب

 
 خوابهایم برای تو


از این پس


باچشم های باز می خوابم


از اینجا به بعد


 چشم هایم از تا غروب نگاههای آشنا می آید


و می رود که بیاید از طلوع چشم هایی که ندیدم


از اینجا به بعد


که تو چترت را نو می کنی


من از راههای پراز چتر رفته برمی گردم


ولی تو آمدنم را خواب نخواهی دید


از اینجا به هر کجا


 من بدون ساعت راه می روم


بدوه هر روز که صبح را


از پنجره به عصر می برد


و پای سکوت ماه


به خاطره خیره می شود


از اینجا به بعد


دنیا زیر قدم هایم تمام می شود


و تو از دو چشم باز


که رو به آخر دنیامی خوابد


رو به چترهای رفته


تمام خوابهایم را خواهی دید

 

شعر از هیوا مسیح

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 فروردین1386ساعت 12:51  توسط پاریسی  | 

هر که رفت


پاره اي از دل ما را با خود برد


اما او که با ماست


او که نرفته است


از او بپرسيد


که چه مي کند با دل ما

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 فروردین1386ساعت 12:18  توسط پاریسی  |