تبليغاتX
متولد پاریس
Paris , je t'aime
دیروز ها کسی را دوست داشتیم


این روزها دلتنگیم...


این روزها تنهاییم


تنها

تمام عمر ما به همین سادگی گذشت

 

میروی و مژگانت فتنه ها می انگیزد.
می روی و می ریزی خون خلق و می دانی

 

دین و دل به یکدیگر باختیم و خرسندیم
در قمار عشق ای دل کِی بُوَد پشیمانی

 

زاهدی به میخانه سرخ رو ز ِمی دیدم
گفتمش مبارک باد بر تو این مسلمانی

 

گر چه مستیم و خرابیم چو شبهای دگر
باز کن ای ساقی مجلس سر مینای دگر
امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم
شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر


+ نوشته شده در  شنبه 21 بهمن1385ساعت 10:37  توسط پاریسی  | 

هر روز صبح وقتی چشمانم را می گشایم به خود می گویم

 


من این قدرت را دارم که امروز خوشحال باشم و یا غمگین.

 


من می توانم آنچه را که باید باشم انتخاب کنم.

 


دیروز مرده است!

 


فردا که هنوز نرسیده است.

 


من فقط یک روز دارم، همین"امروز" .

 


و من می خواهم که در آن خوشحال باشم و

 

حتما خوشحال خواهم بود.

 

قطعه شعری از یک  یار

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 بهمن1385ساعت 9:50  توسط پاریسی  |