تبليغاتX
متولد پاریس
Paris , je t'aime

مراحل زير را به ترتيب انجام دهيد . تا معجزه اي شگفت انگيز را  متوجه شويد.(اين مطلب برگرفته از اساطير چيني است)

 

1- ابتدا کف دو دستتان را روبروي هم قرار دهيد و  دو انگشت مياني دست هاي چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانيد.

 

2- چهار انگشت باقي مانده را از نوک آنها به هم متصل کنيد.

 

3- به اين ترتيب تمامي پنج انگشت به قرينه شان در دست ديگر متصل هستند.

 

4- سعي کنيد انگشتان شست را از هم جدا کنيد. انگشت شست نمايانگر والدين است. انگشت هاي  شست مي توانند از هم جدا شوند زيرا تمام  انسان ها روزي مي ميرند . به اين صورت والدين ما روزي ما را ترک خواهند کرد.

 

5- لطفا مجددا انگشت هاي شست را به هم متصل کنيد . سپس سعي کنيد انگشت هاي دوم را از هم جدا نمائيد. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمايانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم براي خودشان همسر و فرزنداني دارند. اين هم دليلي است که انها ما را ترک کنند.

 

6- اکنون انگشت هاي اشاره را روي هم بگذاريد و انگشت هاي کوچک را از هم جدا کنيد. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دير يا زود آنها ما را ترک مي کنند تا به دنبال زندگي خودشان بروند.

 

7- انگشت هاي کوچک را هم به روي هم بگذاريد. سعي کنيد انگشت هاي چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار مي دهيم) را از هم باز کنيد. احتمالا متعجب خواهيد شد که مي بينيد به هيچ عنوان نمي توانيد آنها را از هم باز کنيد. به اين دليل که آنها نماد زن و شوهري هستند که براي تمام عمر به هم متصل باقي مي مانند.

 

 عشق هاي واقعي هميشه و همه جا به هم متصل باقي مي مانند.

 

شست نشانه والدين است .

انگشت دوم خواهر و برادر .

انگشت وسط خود شما .

انگشت چهارم همسر شما .

و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است .

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 آبان1385ساعت 9:7  توسط پاریسی  | 

میان این همه تاریکی خالی خاکستر و کلمات مهجور


شادی تا چغاد افسانه ادامه پیدا نمیکند


حتی اگرمثل روزهای نخستین صدایم کنی


باید خیلی ساده باشم


که سراغ باغ را ازباد بگیرم


میدانم، میدانم لازم نیست


نام رودی را بدانم تا بتوانم گریه کنم


و تو هیچوقت نمی خواهی باورکنی که مرگ سلطنتی ابدی دارد


و ما به احترام او کلاه ازسربرمی داریم


و نمی خواهی برایم بگویی


چرا بعداز آمدن پاییزخوشبختی و چشم های تونایاب می شود


حالا من چگونه بهره ی بایزید را خواب ببینم


وقتی عمرعشق و رویا این قدرکوتاه است


وقتی زمستان زودترمی آید و ما پایان جهان را نمی دانیم


لابد می خواهی بگویی حضورهمیشه مرگ نگذاشته است که میان شب و روز فرق بگذاریم


باشد،این هم بهانه ی دیگری


برای نیامدن صبح ازروزنه چشم های تو


به خانه من


حالا اشک هایت را پاک کن


تا برایت ازنسلی بگویم که کلید خانه اش راگم کرده است


از پاییزکه درروزهای دنیا راه می رود


و ازمادرم که شب را زیرسفیدی موهایش پنهان میکند تامن نترسم

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 آبان1385ساعت 8:53  توسط پاریسی  | 

تا تو به خاطر منی . کس نگذشت بر دلم


مثل تو کیست در جهان . تا ز تو مهر بگسلم؟


من چو به آخرت روم . رفته به داغ دوستی


داروی دوستی بود . هر چه بروید از گلم


میرم و همچنان رود نام تو بر زبان من


ریزم و همچنان بود مهر تو در مفاصلم


حاصل عمر صرف شد در طلب وصال تو


با همه سعی . اگر به خود ره ندهی . چه حاصلم؟


فکرت من کجا رسد در طلب وصال تو؟


این همه یاد میرود . وز تو هنوز غافلم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 آبان1385ساعت 15:30  توسط پاریسی  |