|
Paris , je t'aime
|
گاهی اوقات فکر می کنم که اصلان زندگی نمی کنم ، مثل یه فیلم که اول و آخر داشته باشه .
ولی زندگی من شده مثل یه فیلم که نه اول داشته نه آخر درستی فکر می کنم داشته باشه !
وقتی که نشستم و به جایی خیره شدم یه لحضه خودم رو می بینم ، انگار که دارم فیلم می بینم ، درست مثل حالتی که روح از بدن جدا میشه و از بالا نیگاش میکنه .
نمی دونم چرا اینطوری میشه گاهی اوقات؟ خیلی وقتها شده واسم علامت سئوال .
ولی این حالت رو واسه همیشه دوست دارم ، دوست دارم زندگیم اینطوری باشه و من در حال تماشاش باشم.دلم می خواد یه نیگاهی هم به آخرش بیندازم ببینم آخرش چی می شه ؟ که فیلم رو اصلا تا آخر ببینم یا اصلا بیخیالش بشم .!
نمی دونم که بقیه هم دچار این چنین قضیه ای شدن یا نه ؟